تبليغاتX
Do-L ۩۩

Do-L ۩۩

اثاث‌کشی

این جا کسی‌ست پنهان، دامان من گرفته، خود را سپس کشیده: پیشانِ من گرفته.

این جا کسی‌ست پنهان، چون جان و خوشتر از جان، باغی به من نموده ایوان من گرفته. اینجا کسی‌ست پنهان، همچون خیال در دل/ اما فروغ رویش ارکان من گرفته. اینجا کسی‌ست پنهان، مانند قند در نی: شیرین‌شکرفروشی دکانِ من گرفته.

جادو و چشم‌بندی چشم کسش نبیند، سوداگری‌ست موزون، میزان من گرفته. چون گلشکر من و او در همدگر سرشته، من خوی او گرفته او آنِ من گرفته.

 

تو نیز دل کبابی

درمان

ز درد یابی

گر گرد درد گردی : فرمان ِ من گرفته.

 

در بحر ناامیدی از خود طمع بریدی، زین بحر سر برآری: مرجانِ من گرفته، ساقی‌ی غیب‌بینی پیدا سلام کرده، پیمانه جام کرده، پیمانِ من گرفته!

من دامنش کشیده کای نوح ِ روح دیده !

- از گریه عالمی بین طوفانِ من گرفته. تو تاج ِ ما و آن‌گه سرهای ما شکسته، تو یار غار وانگه، یاران ِ من گرفته؟

گوید: ز گریه بگذر! زان سوی گریه بنگر: عشاقِ روح گشته، ریحانِ من گرفته، یارانِ دل شکسته بر صدر دل نشسته، مستان و می‌پرستان میدانِ من گرفته. همچون سگان تازی می‌کن شکار خامش.

 

اینجا کسی‌ست پنهان،

دامان من گرفته،

خود را سپس کشیده :

پیشان من گرفته !

 

دیوان شمس

 

 

کتاب داشت، به "جای" امن‌تر و مطمئن‌تر، اثاث برد. ازین پس به "این‌ آدرس" مراجعه کنید.

 

 

درود

امیر اس.جی

+ نوشته شده در  سه شنبه 1389/05/26ساعت   توسط Amir Hakimi  |