چهارشنبه خاکستر - تی. س. الیوت / الهی
خیلی فاصله افتاد از آخرین بارِ اینجایی شدنِ کتابی، دلایلش هم بماند برای خودم. یک کتاب از "کاظم تینا" بود، دست گرفتم تا برسانم اش این جا، که هنوز نشده. پس به لطف دوستان که به فکر بودند، "چهارشنبه خاکستر – تی. س. الیوت" با ترجمه ی الهی، تایپ شده و آماده برایم آمد – اگر حامد نبود که این ها را به من برساند، هربار به نحوی، لابد خیلی وقت پیش باید بساط را برمی چیدم – و من، که نخوانده بودم اش پیش تر، تنها دستکاری ی اندکی در چیدمان و شکل دادن برای بستن اش در پی دی اف، به کار بستم و جز این باقی ی زحمت بر دوش حامد بود. توضیح دیگر که اگر این یکی هم ترجمه ای ست از الهی، از اتفاق است وگرنه من تاکیدی نداشتم که هرچه کار از الهی ست را پشت هم اینجا گرد آورم، که البته خود مایه ی مسرت است.
اما "چهارشنبه خاکستر"
شعر بلندی ست که " به گفتهی خود الیوت، از شعرهای جداگانه پدید آمد. شعرهایی که تکتک، یا به گونهی گروههای دوسهتایی، از ۱۹۲۵ تا ۱۹۲۹، در نشریات مختلف، به ترکیبهای گونهگون، درآمده بود. به شکل حاضر، و به نامی واحد، نخستین بار، در ۱۹۳۰ درآمد. الیوت میگوید این راهیست که از خلال آن ضمیر و اندیشهی او مینماید که مراحل تکامل را در طول سالهای شاعری پیموده باشد – این که چیزهایی جداگانه بپردازد و بعد ببیند چگونه میشود میان آنها مرکزیتی ایجاد کرد و یک نوع «کلّ» از آنها ساخت." – توضیحی از الهی ست در اشاره – می افزایم که این قطعات جدا از هم، پس از چرخش الیوت به مسیحیت و گرایش متعصبانه اش به آن پدید آمده و شاید از همین روست که مرجعیت کتاب مقدس، دانته، شکسپیر و مناجات نامه های کلیسایی در آن قابل ردیابی ست. از طرف دیگر همین گرایش الیوت به مسیحیت می تواند تمایز قابل ملاحظه ای را که میان چهارشنبه خاکستر و دفترهای پیشین اش، مانند سرزمین بی حاصل، وجود دارد توضیح دهد؛ و دقت در انتخاب آقای الهی در برگرداندن این شعر بلند از میان تمام کارهای الیوت در کنار باقی ی آثاری که از میان آثار دیگران برگزیده – مانند حلاج، رمبو، کابافی و حتا میشو - هم نمایانگر گرایش مترجم است به گونه ای عرفانی – مذهبی و این چیزی ست که من در میان شعرهای خودش – آنها که خوانده ام و اینجا هم هست - ، کمتر جسته ام !
چون زمان میدانم همیشه زمانست
و مکان همیشه مکانست و فقط مکان
و آنچه شوندهست شوندهست فقط برای یک زمان
و فقط برای یک مکان
شادم که چیزها چنانست که هست و
روی میتابم از چهر خجسته
و روی میتابم از آوا
چون دگرباره امید بازگشت نتوانم داشت
پس شادم که بایدم چیزی ساخت
تا بدان شاد شوم
- چهارشنبه خاکستر، از قطعه ی اول -
برای حظ بیشتر، لینک اصل شعر را که به سادگی با کمک گرفتن از گوگل پیدا می شود، اینجا می گذارم که با دقت در آن ظرافت برگردان الهی و زیبایی ش، دوچندان می شود. علاوه بر آن یک مقالچه ای هم دیدم که خواندن اش برای آشنا شدن با این اثر الیوت خالی از ضرورت نیست و لینک آن را هم می آورم.
خاهر خجسته ، مادر قدسی ، جان ِ چشمه ، جان ِ باغ ،
مگذار که خود را با دروغ به سُخره بگیریم
بیاموز روی آریم و روی نیاریم
بیاموز در سکون بنشینیم
حتا میان این صخرهها،
آرامش ما درخواست او
و حتا میان این صخرهها
خاهر ، مادر
و جان ِ رودبار، جان ِ دریابار،
مگذار در جدایی باشم
و بگذار بانگ من فرا تو آید.
- چهارشنبه خاکستر ، از قطعه ی ششم –
اصل شعر ( Ash Wednesday )
مقالچه ای درباره ی چهارشنبه خاکستر به قلم C.E. Chaffin
پس نوشت.
وقتی دوستی که دارد پروژه ی دکتراش را تمام می کند، چند روز پیش می گفت با استاد راهنمایش گپ که می زده، استادی که از قضا ایرانی نیست و می آید ومی رود و بماند که کیست، و کارهای اخیرش را نشانش می داده، استاد با هیجان زیادی گفته این که حوصله داری برای کار کردن پس از ماجراهای چند ماه اخیر، تحسین برانگیز است و گفته وقتی داشته می آمده ایران، انتظار نداشته که او – آن دوست – توی این چند ماه کاری کرده باشد برای تزش و اینکه حق می داده به اگر کاری نکرده بود و به همه حق می دهد اگر دستشان به کاری نرود؛ گفتم آیا همین هم نشان افسردگی ست که بعد از این همه که شده، یکی مثل تو خودش را غرق می کند در کار؟

